دل ازعشقش دگر کندم

رفتم بار سر بندم

ولی دیدم باز مثل همیشه

نمیشه نمیشه چه کنم این دلم راضی نمیشه

خواهم با جفایی

خزان سازم باغش

خواهم چون نسیمی

 گریزم از کنارش

اما باز دوباره

نمیدونم چی میشه

نمیشه نمیشه چه کنم این دلم راضی نمیشه

پس از این بی وفایی ها

نمیخوام تو را هرگز

تو باش و هرچه خواهی کن

که من رفتم خداحافظ

نمیشه نمیشه چه کنم این دلم راضی نمیشه

 

 ................................................................

 

 

اگر صد بار دله عاشقه منو خون بکنی

رو دلم غم بذاری

دردمو افسون کنی

ناز کنی عشوه کنی

زخم زبونم بذاری

قهر کنی آشتی کنی

آتیش به جونم بذاری

نمیگم سنگه دلت میدونم تنگه دلت

اگه بفروشی منو به این و اون

بیاری اسم جدایی به زبون

بپاشی نمک رو زخم دله من

 بزنی به سینه سنگ دیگرون

نمیگم سنگه  دلت میدونم تنگه دلت

اگه هر روز منو از خودت برونی

تو گوشم قصه ی بی مهری بخونی

رو بگردونی نگاهم نکنی

اعتناء به اشک آه هم نکنی

نمیگم سنگ دلت میدونم تنگ دلت

به زندونه محبت من اسیرم

تو رامیخوام برای تا بمیرم

اگه صدبار دله عاشق منو خون بکنی

 رو دلم غم بذاری

دردمو افسون  بکنی

ناز کنی عشوه کنی

زخم زبونم بذاری

قهر کنی آشتی کن

 

 

************************************

 

 

 میخوام برم از این دیار

شکوه کنم ز روزگار

که رقیب من رسیده به یار

چه کنم به کار کرد گار

آخ به دلم آخ به دلم

چراغ ایوونم رفت

جلوچشام جوونم رفت

مرغ غزل خونم رفت

یه کارد سلاخ به دلم

آخ به دلم آخ به دلم

شب همه شب تا به سحر

هی میخورم خونه جگر

یکی آورد برام خبر                          

که عروسی کردبا یک نفر

آخ به دلم آخ به دلم

چراغ ایوونم رفت

جلو چشام جوونم رفت

مرغ غزل خونم رفت

یه کارد سلاخ به دلم

آخ به دلم آخ به دلم

رفته بودیم خونه خدا

بسته بودیم عهد و وفا

به عهد خود زد پشت و پا

با دیگری شد آشنا

آخ به دلم آخ به دلم

چراغ ایوونم رفت

جلو چشام جوونم رفت

 مرغ غزل خونم رفت

 یه کار سلاخ به دلم 

آخ به دلم آخ به دلم